Thursday, December 11, 2008

غم من و تو

غم های تو بگونه اشک برگونه ناز تو چکیدن!

اما دل من غم هایش انباخت !

انباخت!

و انباخت!

در کنج خودش غم خانه ی ساخت

من هنوز آتش عشق تو بدل دارم و تو! -

چقدر بی خبر از حال من ی

تو را از درد و غم قصه پر غصه ما!

هیچ بدل هست مگر

من هنوزم بخدا یاد تو در سر دارم!

و تو اکنون نگاهت سوی دگر یار شده

من هنوزم بخدا بعد هر خنده تو را یاد کنم

و تو اکنون خنده ات با دیگران بفروشی !

تا هنوزم غم تو بار گران است برایم

ولی تو بی خبر از رنج من ی!

من "امید"م تو چقدر نا امید



اگرم مرگ بیاید بدرم باز امیدم امیدم و امیدم !!

No comments: