Thursday, December 11, 2008

جان آرزویی


اگر وجود زيبايت عيانم می ميشد

كلام جان و دلم در نگه بيان ميشد
اگر فرصتی به کف آيد که راز دل گويم

ز سر بپای وجودم همه وجودم دهان ميشد

بگويمت به فضاى تنور خواهش و صبر

چه شعله ها زدل ملتهب بجان ميشد

بخار بركه ى اشكم كه شد ز تابش دهر

اگر شود كه ببارد، جوى جان روان ميشد

تو نيمه تنها نه جان منى، بلكه جان بشر

چه خوش كه فهم كلامم به هر زبان ميشد

به جمع خلق بَشارت دهم، اگر باشى،

زخوى نيك تو، هستى، بوِدش نهان ميشد

و ادعاى جهانى زجان، كه در ره صلح،

نتيجه اش به جهان آنكه، يك زبان ميشد


نکته : مطالب زیبای خودتان را به ما ایمیل کنین تا به اسم خودتان در سایت درج کنیم e.loverfa@gmail.com

No comments: