Sunday, December 14, 2008

parande


ببال بر پر پروازت پرنده می چکد از بالت

پرنده می شوم از شوقت به اوج می رسم از حالت

پرنده ای که پرش را عشق به بالهای تو می بندد

پرنده ای که نگاهش را پرنده کرده به دنبالت

آهای دختر پاییزان که سهمت از همه تنهاییست

دوباره سهم تو را بردند چنان که قسمت هر سالت

و باز با سبدی خالی ولی شکسته نمی آیی

مگر که پیرزن کولی بهار دیده در اقبالت

چه حس نازک و خوشرنگی که آسمان بگشاید در

و من در این همه دلتنگی خبر بگیرم از احوالت

پرندگان همه می دانند که عشق رمز پریدنهاست

بگیر این دل عاشق را مرا به زیر پر و بالت

No comments: