Sunday, December 14, 2008

دلم بسيار گرفته است ...




دلم بسيار گرفته است ...

در پاشنه در ماندن و رفتن ايستاده ام و به خود مي گويم اين ...

راه كدام است كه نه پيش و نه پس توانم رفت ؟ ...

همه آنهايي كه در كنج خلوت دلم مونس شده بودند رفته اند

دور يا نزديك ...

كم يا بيش ...

دلم بسيار گرفته است ...

از خويش ، از همه ... دوست يا آشنا ...

افسوس كه چه زود خورشيد مهرورزي رنگ غروب مي گيرد

در آشيانه عقاب ...

چه زود رنگ پاييز مي گيرد همه سبزينه هاي عاشقانه و دوستانه ...

و چه زود فراموش مي شوم از یادهای منتظر گذشته

No comments: